ماجراي شهادت على عليهالسلام
ماجراي نهروان
على عليه السلام پس از خاتمه جنگ نهروان و بازگشت به كوفه درصدد حمله به شام بر آمد و حكام ايالات نيز در اجراى فرمان آن حضرت تا حد امكان به بسيج پرداخته و گروههاى تجهيز شده را به خدمت وى اعزام داشتند.
تا اواخر شعبان سال چهلم هجرى نيروهاى اعزامى از اطراف وارد كوفه شده و به اردوگاه نخيله پيوستند، على عليه السلام گروههاى فراهم شده را سازمان رزمى داد و با كوشش شبانه روزى خود در مورد تأمين و تهيه كسرى ساز و برگ آنان اقدامات لازمه را به عمل آورد، فرماندهان و سرداران او هم كه از رفتار و كردار معاويه و مخصوصا از نيرنگهاى عمرو عاص دل پر كينه داشتند در اين كار مهم حضرتش را يارى نمودند و بالاخره در نيمه دوم ماه مبارك رمضان از سال چهلم هجرى على عليه السلام پس از ايراد يك خطابه غراء تمام سپاهيان خود را به هيجان آورده و آنها را براى حركت به سوى شام آماده نمود ولى در اين هنگام تقدير، سرنوشت ديگرى را براى او نوشته و اجراى طرح وى را عقيم گردانيد.
خوارج در مكه
فراريان خوارج، مكه را مركز عمليات خود قرار داده بودند و سه تن از آنان به اسامى عبدالرحمن بن ملجم و برك بن عبد الله و عمرو بن بكر در يكى از شبها گرد هم آمده و از گذشته مسلمين صحبت ميكردند، در ضمن گفتگو به اين نتيجه رسيدند كه باعث اين همه خونريزى و برادر كشى، معاويه و عمرو عاص و على عليهالسلام ميباشند و اگر اين سه نفر از ميان برداشته شوند مسلمين به كلى آسوده شده و تكليف خود را معين مىكنند، اين سه نفر با هم پيمان بستند و آن را به سوگند مؤكد كردند كه هر يك از آنها داوطلب كشتن يكى از اين سه نفر باشد. عبدالرحمن بن ملجم متعهد قتل على عليه السلام شد، عمرو بن بكر عهدهدار كشتن عمرو عاص گرديد، برك بن عبدالله نيز قتل معاويه را به گردن گرفت و هر يك شمشير خود را با سم مهلك، زهر آلود نمودند تا ضربتشان مؤثر واقع گردد نقشه اين قرار داد به طور محرمانه و سرى در مكه كشيده شد و براى اين كه هر سه نفر در يك موقع مقصود خود را انجام دهند شب نوزدهم ماه رمضان را كه شب قدر بوده و مردم در مساجد تا صبح بيدار ميمانند براى اين منظور انتخاب كردند و هر يك از آنها براى انجام ماموريت خود به سوى مقصد روانه گرديد، عمرو بن بكر براى كشتن عمرو عاص به مصر رفت و برك بن عبدالله جهت قتل معاويه رهسپار شام شد ابن ملجم نيز راه كوفه را پيش گرفت.
برك بن عبد الله در شام به مسجد رفت و در ليله نوزدهم در صف اول نماز ايستاد و چون معاويه سر بر سجده نهاد برك شمشير خود را فرود آورد ولى در اثر دستپاچگى شمشير او به جاى فرق معاويه بر ران وى اصابت نمود.
معاويه زخم شديد برداشت و فورا به خانه خود منتقل و بسترى گرديد و ضارب را نيز نزد او حاضر ساختند، معاويه گفت تو چه جرأتى داشتى كه چنين كارى كردى؟
برك گفت امير مرا معاف دارد تا مژده دهم: معاويه گفت مقصودت چيست؟ برك گفت همين الان على را هم كشتند: معاويه او را تا تحقيق اين خبر زندانى نمود و چون صحت آن معلوم گرديد او را رها نمود و به روايت بعضى (مانند شيخ مفيد) همان وقت دستور داد او را گردن زدند.
چون طبيب معالج زخم معاويه را معاينه كرد اظهار نمود كه اگر امير اولادى نخواهد ميتوان آن را با دوا معالجه نمود و الا بايد محل زخم با آهن گداخته داغ گردد، معاويه گفت تحمل درد آهن گداخته را ندارم و دو پسر (يزيد و عبدالله) براى من كافى است. (1)
عمرو بن بكر نيز در همان شب در مصر به مسجد رفت و در صف اول به نماز ايستاد اتفاقا در آن شب عمرو عاص را تب شديدى رخ داده بود كه از التهاب و رنج آن نتوانسته بود به مسجد برود و به پيشنهاد پسرش قاضى شهر را براى اداى نماز جماعت به مسجد فرستاده بود!
پس از شروع نماز در ركعت اول كه قاضى سر به سجده داشت عمرو بن بكر با يك ضربت شمشير او را از پا در آورد، همهمه و جنجال در مسجد بلند شد و نماز نيمه تمام ماند و قاتل بدبخت دست بسته به چنگ مصريان افتاد، چون خواستند او را نزد عمرو عاص برند مردم وى را به عذابهاى هولناك عمرو عاص تهديدش ميكردند عمرو بن بكر گفت مگر عمرو عاص كشته نشد؟ شمشيرى كه من بر او زدهام اگر وى از آهن هم باشد زنده نمىماند مردم گفتند آن كس كه تو او را كشتى قاضى شهر است نه عمرو عاص!!
بيچاره عمرو آن وقت فهميد كه اشتباها قاضى بيگناه را به جاى عمرو عاص كشته است لذا از كثرت تأسف نسبت به مرگ قاضى و عدم اجراى مقصود خود شروع به گريه نمود و چون عمرو عاص علت گريه را پرسيد عمرو گفت من به جان خود بيمناك نيستم بلكه تأسف و اندوه من از مرگ قاضى و زنده ماندن تست كه نتوانستم مانند رفقاى خود مأموريتم را انجام دهم! عمرو عاص جريان امر را از او پرسيد عمرو بن بكر مأموريت سرى خود و رفقايش را براى او شرح داد آنگاه به دستور عمرو عاص گردن او هم با شمشير قطع گرديد بدين ترتيب مأمورين قتل عمرو عاص و معاويه چنانكه بايد و شايد نتوانستند مقصود خود را انجام دهند و خودشان نيز كشته شدند.
ابن ملجم، وردان و قطام
اما سرنوشت عبدالرحمن بن ملجم؛ اين مرد نيز در اواخر ماه شعبان سال چهلم به كوفه رسيد و بدون اين كه از تصميم خود كسى را آگاه گرداند در منزل يكى از آشنايان خود مسكن گزيد و منتظر رسيدن شب نوزدهم ماه مبارك رمضان شد، روزى به ديدن يكى از دوستان خود رفت و در آنجا زن زيباروئى به نام قطام را كه پدر و برادرش در جنگ نهروان به دست على عليه السلام كشته شده بودند مشاهده كرد و در اولين برخورد دل از كف داد و فريفته زيبائى او گرديد و از وى تقاضاى زناشوئى نمود.
قطام گفت براى مهريه من چه خواهى كرد؟ گفت هر چه تو بخواهى!
قطام گفت مهر من سه هزار درهم پول و يك كنيز و يك غلام و كشتن على بن ابيطالب است.
ابن ملجم كه خود براى كشتن آن حضرت از مكه به كوفه آمده و نميخواست كسى از مقصودش آگاه شود خواست قطام را آزمايش كند لذا به قطام گفت آنچه از پول و غلام و كنيز خواستى برايت فراهم ميكنم اما كشتن على بن ابيطالب را من چگونه ميتوانم انجام دهم؟
قطام گفت البته در حال عادى كسى نميتواند به او دست يابد بايد او را غافل گير كنى و به قتل رسانى تا درد دل مرا شفا بخشى و از وصالم كامياب شوى و چنانچه در انجام اين كار كشته گردى پاداش آخرتت بهتر از دنيا خواهد بود!! ابن ملجم كه ديد قطام نيز از خوارج بوده و هم عقيده اوست گفت به خدا سوگند من به كوفه نيامدهام مگر براى همين كار! قطام گفت من نيز در انجام اين كار تو را يارى ميكنم و تنى چند به كمك تو ميگمارم بدين جهت نزد وردان بن مجالد كه با قطام از يك قبيله بوده و جزو خوارج بود فرستاد و او را در جريان امر گذاشت و از وى خواست كه در اين مورد به ابن ملجم كمك نمايد وردان نيز (به جهت بغضى كه با على عليه السلام داشت) تقاضاى او را پذيرفت.
خود ابن ملجم نيز مردى از قبيله اشجع را به نام شبيب كه با خوارج هم عقيده بود همدست خود نمود و آنگاه اشعث بن قيس يعنى همان منافقى را كه در صفين على عليه السلام را در آستانه پيروزى مجبور به متاركه جنگ نمود از انديشه خود آگاه ساختند اشعث نيز به آنها قول داد كه در موعد مقرره او نيز خود را در مسجد به آنها خواهد رسانيد، بالاخره شب نوزدهم ماه مبارك رمضان فرارسيد و ابن ملجم و يارانش به مسجد آمده و منتظر ورود على عليه السلام شدند.
مقارن ورود ابن ملجم به كوفه على عليه السلام نيز جسته و گريخته از شهادت خود خبر ميداد حتى در يكى از روزهاى ماه رمضان كه بالاى منبر بود دست به محاسن شريفش كشيد و فرمود شقىترين مردم اين مويها را با خون سر من رنگين خواهد نمود و به همين جهت روزهاى آخر عمر خود را هر شب در منزل يكى از فرزندان خويش مهمان ميشد و در شب شهادت نيز در منزل دخترش ام كلثوم مهمان بود.
امير مؤمنان در ميهماني ام كلثوم
موقع افطار سه لقمه غذا خورد و سپس به عبادت پرداخت و از سر شب تا طلوع فجر در انقلاب و تشويش بود، گاهى به آسمان نگاه ميكرد و حركات ستارگان را در نظر ميگرفت و هر چه طلوع فجر نزديكتر ميشد تشويش و ناراحتى آن حضرت بيشتر ميگشت به طوري كه ام كلثوم پرسيد: پدر جان چرا امشب اين قدر ناراحتى؟ فرمود دخترم من تمام عمرم را در معركهها و صحنههاى كارزار گذرانيده و با پهلوانان و شجاعان نامى مبارزهها كردهام، چه بسيار يك تنه بر صفوف دشمن حملهها برده و ابطال رزمجوى عرب را به خاك و خون افكندهام ترسى از چنين اتفاقات ندارم ولى امشب احساس ميكنم كه لقاى حق فرارسيده است.
يا علي بگذر و از ما مگذر
بالاخره آن شب تاريك و هولناك به پايان رسيد و على عليهالسلام عزم خروج از خانه را نمود در اين موقع چند مرغابى كه هر شب در آن خانه در آشيانه خود ميخفتند پيش پاى امام جستند و در حال بال افشانى بانگ همى دادند و گويا ميخواستند از رفتن وى جلوگيرى كنند!
على عليهالسلام فرمود اين مرغها آواز ميدهند و پشت سر اين آوازها نوحه و نالهها بلند خواهد شد! امكلثوم از گفتار آن حضرت پريشان شد و عرض كرد پس خوب است تنها نروى. على عليه السلام فرمود اگر بلاى زمينى باشد من به تنهائى بر دفع آن قادرم و اگر قضاى آسمانى باشد كه بايد جارى شود.
على عليهالسلام رو به سوى مسجد نهاد و به پشت بام رفت و اذان صبح را اعلام فرمود و بعد داخل مسجد شد و خفتگان را بيدار نمود و سپس به محراب رفت و به نماز نافله صبح ايستاد و چون به سجده رفت عبدالرحمن بن ملجم با شمشير زهر آلود در حالي كه فرياد ميزد لله الحكم لا لك يا على ضربتى به سر مبارك آن حضرت فرود آورد (2) و شمشير او بر محلى كه سابقا شمشير عمرو بن عبدود بر آن خورده بود اصابت نمود و فرق مباركش را تا پيشانى شكافت و ابن ملجم و همراهانش فورا بگريختند.
خون از سر مبارك على عليهالسلام جارى شد و محاسن شريفش را رنگين نمود و در آن حال فرمود:
بسم الله و بالله و على ملة رسول الله فزت و رب الكعبة.
(سوگند به پروردگار كعبه كه رستگار شدم) و سپس اين آيه شريفه را تلاوت نمود:
منها خلقناكم و فيها نعيدكم و منها نخرجكم تارة اخرى. (3)
(شما را از خاك آفريديم و به خاك بر ميگردانيم و بار ديگر از خاك مبعوثتان ميكنيم) و شنيده شد كه در آن وقت جبرئيل ميان زمين و آسمان ندا داد و گفت:
تهدمت و الله اركان الهدى و انطمست اعلام التقى و انفصمت العروة الوثقى قتل ابن عم المصطفى قتل على المرتضى قتله اشقى الاشقياء؛ به خدا سوگند ستونهاى هدايت در هم شكست و نشانههاى تقوى محو شد و دستاويز محكمى كه ميان خالق و مخلوق بود گسيخته گرديد پسر عم مصطفى صلى الله عليه و آله كشته شد، على مرتضى به شهادت رسيد و بدبختترين اشقياء او را شهيد نمود.
همهمه و هياهو در مسجد بر پا شد حسنين عليهما السلام از خانه به مسجد دويدند عدهاى هم به دنبال ابن ملجم رفته و دستگيرش كردند، حسنين به اتفاق بنىهاشم على عليه السلام را در گليم گذاشته و به خانه بردند فورا دنبال طبيب فرستادند، طبيب بالاى سر آن حضرت حاضر شد و چون زخم را مشاهده كرد به معاينه و آزمايش پرداخت ولى با كمال تأسف اظهار نمود كه اين زخم قابل علاج نيست زيرا شمشير زهر آلود بوده و به مغز صدمه رسانيده و اميد بهبودى نميرود .
على عليه السلام از شنيدن سخن طبيب بر خلاف ساير مردم كه از مرگ ميهراسند با كمال بردبارى به حسنين عليهماالسلام وصيت فرمود. زيرا على عليه السلام را هيچگاه ترس و وحشتى از مرگ نبود و چنانكه بارها فرموده بود او براى مرگ مشتاقتر از طفل براى پستان مادر بود!
ادامه مطلب
مقاله اي درباره هفت پيكر نظامي
|
گروه: ادبیات پارسی |
|
مساله جامعه چند همسري در مقابل تك همسري به طور قطع روابط را بسيار تغيير مي دهد، دست كم در ساختاراجتماعي امكانات بسياري را به وجود مي آيد كه غرب از آن بي خبر است . |
|
قهر ماني كه در افسانه هاي غربي با ديدن عكس زيبا رويي، به دام عشق مي افتد ، قالبي كه در قصه هاي شرقي هم بازيابي مي شود ولي به شكل متكثر! |
|
|
در اين حكايت ما با زندگي شاه تربيت شكار و ... حتي عشق به خدمتكاران آشنا مي شويم و مرزهاي سنت باستاني و ايراني « پادشاه مقدس» و سنت اسلامي سلطان پرهيزكار و تسليم قانون الهي را در هم مي آميزيم. بر خلاف پيش داوريهاي ذهن زميني ما حتي اگر پادشاه تمام فضايل را دارا باشد ، باز مانع از آن نمي شود كه قلمروش اسير دست وزيراني دورو و حريص نباشد و از بي رحمانه ترين بي عدالتي ها رنج نبرد، هر چند به واسطه فره ايزدي سر انجام پرده از روي حقايق غم انگيز سرزمينش فرو خواهد افتاد. پادشاه درمجموع« انسان كامل» است و مهم هماهنگي كائنات است كه در او تجسم مي يابد . |
|
مروري بر قيام امام حسين(ع) و دوران اسارت اهل بيت
| ||||
|
| ||||
ادامه مطلب
اندازه گیری محیط و قطر زمین
500سال پیش از میلاد مسیح ، یکی از فیلسو فان مشهور یونان به نام فیثاغورت ، به کروی بودن زمین
پی برد. وی زمین را با شکل ماه مقایسه کرد. اندیشمند دیگر یونانی ، به نام ارسطو، که 300 سال پیش
از میلاد زندگی میکرد، نیز به این نتیجه رسید که زمین کروی است. وی مشاهده کرد که به هنگام
گرفتن ماه، سایه زمین در روی آن به شکل منحنی است. اراتوستن ، در سال 240 قبل از میلاد اندازه
محیط زمین را دقیق اندازه گریری کرد.
اندازهگیری اراتوستن
ادامه مطلب
روئیت هلال ماه نو
همیشه روئیت هلال ماه نو و شروع ماه مبارک رمضان با مشکلاتی از نظر مشاهده هلال ماه مواجه بوده است.ولی مشکل اصلی کجاست؟
اولین و مهم ترين عاملي که بايد در محاسبات رؤيت پذيري هلال مورد توجه قرار گيرد، زمان محاق يا مقارنه است . لحظه محاق در تعريفي ساده و مختصر عبارت است از زماني که به ترتيب مرکز قرص خورشيد، ماه و زمين در يک راستا قرار مي گيرند.
نکته : ۵۳/۸ درجه کمترين زاويه اي است که
که با چشم مسلح می توان ماه را دید.
اين زاويه براي چشم غير مسلح حدود 59/ 9
درجه ثبت شده است.
جوانی
نشسته ام درون شالیزار عمر خویش .
واندیشه پرواز را از یاد برده ام.
ورود می خروشد.
ورود به سنگهای پر چروک بزرگ اجازه ایست نمی دهد.
نخل کهن به رود تعظیم می کند.
آنجا نگاه کن
آن کسی که می گذرد در کوچه باغ های.
یاد تو.
آن جوانی من است.
(2)-روش ها و راهبردها ی ناتوی فرهنگی
اعضای ناتوی فرهنگی برای موفقیت خود و شكست رقیب از شیوه ها و ابزارهای زیر اقدام می کند:
1- تخریب دین مبین اسلام و چهره پیامبر (ص) از طریق رمان ، فیلم و کاریکاتور و مخدوش نمودن بنیان های فكری و اعتقادی:
اعضای ناتوی فرهنگی سعی دارند چهره تابناك دین اسلام را طرفدار خشونت كه با زور و شمشیر گسترش پیدا كرده است ، نشان دهند. در واقع سعی دارند بااستفاده از برتری های سیاسی ، اقتصادی و رسانه ای به مبانی افكار و ارزش های مسلمانان هجوم بیاورند و با نفی و رد ارزش های دینی و ملی ، حاكمیت خود را تثبیت و ارزش های مطلوب خود را تحمیل كنند. سردیا تریفكوویچ مؤلف كتاب " فائق آمدن بر خطر جهاد " بر این باور است که " هزینه ملموس حضور یك مرد ، یك زن و یك كودك مسلمان در امریكا برای مالیات دهندگان آمریكایی ، لااقل سالی 100 هزار دلار است . هزینه ناخوشایند بودن عمومی مرتبط با خطر تروریسم و تأثیر آن بر چگونگی زندگی ما ، البته ، غیرقابل محاسبه است ... میان درصد تعداد مسلمانان یك كشور و افزایش خشونت های تروریستی در آن كشور ( تنزل عمومی كیفیت زندگی و گفتمان جامعه متمدن به كنار ) ، ارتباطی دو جانبه وجود دارد كه از طریق آزمایش و تجربه درستی آن به اثبات رسیده است. دیر یا زود ، ما ناگزیریم با پیامدهای این واقعیت به مقابله برخیزیم . بهترین شیوه جهت مقابله با جهان اسلام آن است كه حتی الامكان با آن كمتر در تماس باشیم . مصلحت آن است كه مهاجرت مسلمانان را به سرزمین های خود [در مغرب زمین] كاملا متوقف كنیم . این كار به شیوه های غیرمستقیم امكان پذیر است ، از قبیل ممنوع ساختن ورود مهاجران از كشورهایی كه به اشتغال در فعالیت های تروریستی شهرت دارند . همه مسلمانان كه شهروند كشورهای غربی نیستند ، لازم است كه از این سرزمین ها اخراج شوند . ما ، هم چنین ، بهتر است كه در قوانین خود تغییراتی بدهیم تا تابعیت آن عده از شهروندان مسلمانی كه از شریعت پشتیبانی می كنند ، درباره جهاد و نابرابری " كفار " با مسلمانان و امثال این ها به تبلیغ می پردازند ، باطل گردد و بازگرداندن آنان به زادگاه های شان تضمین شود. برای ما ضروری است كه محیط و جوی ایجاد كنیم كه در آن اجرای فرایض دینی مسلمانان با دشواری مواجه شود . صلاح در آن است كه شهروندان مسلمان یا ناگزیر شوند كه شیوه های غیردینی زندگی ما را بپذیرند و یا ، در صورتی كه شیفته احكام شریعت هستند ، سرزمین های ما را ترك كنند . بخش عظیمی از این كار را می توان با روشی عاری از تبعیض به انجام رساند ، آن هم صرفا از طریق امتناع ورزیدن از دادن مجوزهای ویژه به مسلمانان جهت برخورداری شان از نهادها و آیین های مورد توجه خاص آن ها . مسلمانان نباید اجازه اذان گفتن در ملاعام داشته باشند ، چرا كه چنین عملی به منزله اهانت به پیروان سایر ادیان است . شایسته آن است كه پسران و دختران در تمامی فعالیت های ورزشی و تفریحی در ملاعام و از جمله در مدارس مشاركت داشته باشند . در مكان های عمومی استفاده از حجاب باید ممنوع گردد. شركت ها و ساختمان های عمومی نباید تحت فشار قرار گیرند تا برای مسلمانان نمازخانه احداث یا دایر كنند . لازم است قوانینی به اجرا درآید تا سوء استفاده از قانون تجدید پیوند خانواده مقدور و میسر نباشد . مصلحت نیست كه به مسلمانان مجوزی برای سرمایه گذاری های كلان در رسانه ها یا دانشگاه های مغرب زمین اعطا شود..
2- برچسب ناخوشایند به كشورهای مستقل و افراد صاحب نفوذ در جهان اسلام : دستگاه تبلیغی ناتوی فرهنگی با برچسب توهین آمیز و ناپسند و همچنین انتخاب نام هایی كه دارای بار هیجانی شدیدی است و می تواند بر نگرش مخاطبان نسبت به آن اشخاص یا كشور تأثیر بگذارد عمل می كنند مفاهیمی نظیر محور شرارت ، انتخابات فرمایشی ، ارتجاع مذهبی ، بنیادگرایی اسلامی ، نظام سركوبگر ، رژیم توتالیتر ، آپارتاید مذهبی تنها برخی از ده ها مفاهیمی اند كه در نبرد رسانه ای ناتوی فرهنگی علیه اشخاص گروه ها و كشورهای مستقل در جهان اسلام به ویژه جمهوری اسلامی ایران به كار برده می شود.
3- نفی و اثبات : دستگاه های رسانه ای غرب به اشكال مختلف برای نفی نوع حكومت اسلامی در ایران و اثبات ناكارآمدی آن در اداره جامعه ، ابتدا آسیب های اجتماعی و سیاسی پدید آمده در جامعه را بر می شمارند و به كمك عوامل خود آن ها را برجسته می سازند آن گاه به برجسته سازی محاسن لیبرال دموكراسی غرب مبادرت می ورزند. آنچه تاكنون گفته شد موید آن است كه امروزه باید بیش از هر موضوع و مقوله ای دیگری ، سیاست های فرهنگی كشور برای مقابله با نفوذهای پنهان و آشكار مهاجمان فرهنگی تقویت شده و در قالب برنامه های آموزشی به جامعه ارایه شود.
4- ایجاد اختلاف : ایجاد اختلاف ، چند دسته گی و تقابل و نهایتا درگیری بین اقوام و مذاهب گوناگون هم در بعد ملی و هم در سطح اسلام
5- القا وجود اجماع نسبت به نظرات آنها در جهان : سعی می كنند طوری القا كنند كه همه با نظرات و مواضع آنان موافق اند و آن چه را آن ها می گویند نظر همه است ، نظیر آن چه در جریان پرونده هسته ای جمهوری اسلامی ایران شاهد آن بودیم .در واقع آنان با استفاده از نیاز به همرنگی و تمایل به در اكثریت بودن مردم برای القای پیام های عملیاتی روانی خود بهره می گیرند.
6- ایجاد ابهام و تردید در اذهان مردم : دستگاه تبلیغی و رسانه ای ناتوی فرهنگی با ارائه اخبار و اطلاعات ناقص ، شبهه انگیز و اغلب نادرست در زمینه رهبران و نهادهای جمهوری اسلامی سعی در القای ناكارآمدی جمهوری اسلامی ایران و ایجاد شك و شبهه در مورد ارزش های دینی و هنجارهای مذهبی هستند. هم اكنون فقط آمریكا از بین اعضای ناتوی فرهنگی بای میلیون ها مخاطب به 37 زبان زنده دنیا پیام تبلیغاتی و عملیات روانی ارسال می كند كه بیشتر این پیام ها به جهان اسلام و كشورهایی نظیر جمهوری اسلامی ایران معطوف است.
ادامه مطلب
(1)- "ناتوی فرهنگی"
حدود 4 سال پس از پايان جنگ جهاني دوم (1949) سازمان پيمان آتلانتيک شمالي (ناتو) با حضور امريکا و کشورهاي اروپاي غربي با هدف مقابله با قدرت نظامي شوروي شکل گرفت. اعضاي ناتو ، اگرچه به بحث و بررسي مسائل اقتصادي و سياسي نيز مي پردازند اما رويکرد اصلي ناتو ، نظامي است. اين سازمان با اشغال کره جنوبي در سال 1950 دامنه نفوذ خود را تا جنوب شرق آسيا گسترش داد و با عضويت يونان وترکيه در سال 1952 حوزه مديترانه را نيز ضميمه حضور نظامي خود کرد. ناتو با ايجاد تاسيسات پايه اي مشترک در زمينه هايي مانند دفاع هوايي و سيستم مخابراتي واحد و استانداردسازي جنگ افزارهاي خود نه تنها در کشورهاي عضو قدرت خود را نهادينه کرد، بلکه اعضاي اين پيمان حضور نظامي خود را خارج از حوزه ناتو حفظ کرده اند. امروز نيز مشاهده مي شود دنياي غرب به صورت غيررسمي سازمان را در حوزه فرهنگ ايجاد کرده و ناتوي فرهنگي شکل داده است. رويکرد اصلي ناتوي فرهنگي ، جنگ نرم و هدف اصلي آن نابودي هويت ملي جوامع بشري بويژه مقابله با ايمان انسان هايي است که مصمم اند از هويت ديني و ملي خود شرافتمندانه دفاع کنند. ماهیت فرهنگی ناتو بر خلاف آنچه تصور می شود جدا و متفاوت از ناتو با رویكرد نظامی نیست . امروز ماهیت فرهنگی ناتو صورتی تكامل یافته و رشد داده شده و در حقیقت یك مرحله بلوغ از همان ناتوی سابق است كه البته این بار جنبه میلیتاریستی ، جزء كوچكی و در حقیقت بخش خردی از حركت كلان نظام سلطه برای تضمین " آینده برای خود " است. ارگان نظامی ناتو ، با ابزار ناتوی فرهنگی ، مثل رسانه ، به عنوان یك سرباز نگاه می كند و مدیریت ناتوی فرهنگی در سطح كلان به كل ارگان نظامی به عنوان یك لشگر از نیروی نبرد خود می نگرد. در حقیقت میدان نبرد امپریالیسم بر علیه نیروی مقاوم در مقابل سلطه نظام استعمار جهانی، آن چنان گسترده شده كه جنبه نظامی در آن به این سو و آن سو می غلتد ، و گاه در گوشه و كنار آتش جنگ بپا می كند ، اما در این میدان نبرد سربازان متعدد فرهنگی با پشتیبانی مسایل اقتصادی در كنار سربازان نظامی به نبرد با اندیشه مقاوم در مقابل نظام سلطه مشغولند. بدین ترتیب می توان ماهیت نظام سلطه را در میدان نبرد برای تضمین " آینده برای خود " متشكل از اجزائی به شرح زیر دانست: الف : وجه غالب ، كه ماهیتی ضد فرهنگی دارد و اساس آن بر تخریب پایه ها و بنیان فرهنگی و ایدئولوژی كشورهای مقاوم در مقابل نظام سلطه بنا شد . این بخش به كمك ابزار متعددی محقق می شود كه مهمترین آنها تخریب روند بیداری جهان اسلام ، دامن زدن به اختلاف شیعه و سنی ، ترویج فساد و ابتذال اخلاقی ، تبلیغ و ترویج عرفانهای انحرافی و مسلكهای منحط و استعمار ساخته و تخریب باورهای مبلی و دینی می باشد. ب : وجه مقاوم ، كه ماهیتی اقتصادی دارد . نظام امپریالیستی از دیرباز با تأكید بر جنبه های اقتصادی سعی در تثبیت سلطه خود داشته ، این جنبه از میدان نبرد غالبا به دو گونه عمل می شده ، گونه اول نفس چپاول و غارت ثروت ملل است و گونه دوم نوعی وابستگی و تضعیف و مانع شدن از رشد اقتصادی كشورهای تحت سلطه است ، اما امروز در میدان نبرد ناتوی فرهنگی مسائل اقتصادی همچون تحریم ها حكم مقوم و كاتالیزور برای تسهیل هجمه های فرهنگی و تخریب ایدئولوژیها را دارد می باشد. نظام سلطه به خوبی می داند كه ملتی كه در بحران اقتصادی و فقر مادی دچار است زودتر به مهلكه فقر فرهنگی وارد می شود و تنها در این شرایط است كه ارزشهای غربی و فرهنگ لیبرالی جواب می دهد و الا جایی كه فرهنگ ناب اسلامی رواج دارد ارزشهای لیبرالی ، ضد ارزش محسوب می گردد. ج : وجه زمینه ساز ، كه ماهیتی نظامی و میلیتاریستی دارد و به عنوان آماده سازی جنبه های دیگر در میدان نبرد ناتوی فرهنگی عمل می كند . نظام سلطه جهانی جنگ نظامی به راه می اندازد تا بتواند برنامه اصلی خود كه تخریب فرهنگ به كمك مقوم های اقتصادی است را عملی كند ، كه نمونه های آن در جنگ 33 روزه و نیز عراق و افغانستان عملیاتی شده است. د: وجه مكمل ، كه ماهیت جنگ روانی دارد و به عنوان تسریع كننده برنامه های فرهنگی و اقتصادی و بعضاً نظامی عمل می كند ، جنگ روانی غالبا در حوزه موضوعی خاص عملیاتی می شود مثلا در ماههای گذشته مقوله انرژی هسته ای در جمهوری اسلامی ایران و دسترسی بومی به این فناوری در چارچوب عملیات روانی بازتاب داده شده و ایران به عنوان كشوری كه قصد تولید بمب اتم و نابودی جهان را دارد معرفی شد. البته در گذشته هر یك از كشورهای غربی بنا به منافع ملی خود بر ما تهاجم فرهنگی داشته اند . اما در چند سال اخیر و پس از ناكامی آن ها در اقدامات سیاسی ، تبلیغی و نظامی علیه كشورهای اسلامی از جمله علیه جمهوری اسلامی ایران ، غرب به دنبال تشكیل مجموعه فكری منسجم برآمد و آمریكا سعی می كند یكپارچه غرب را در مقابل جهان اسلام قرار دهد ، به عنوان مثال در ترسیم كاریكاتورهای موهن علیه پیامبر اعظم (ص) شاهد بودیم كه غرب به سمت یك برنامه ریزی همه جانبه حركت می كند. رویكرد اصلی ناتوی فرهنگی ، جنگ نرم و هدف اصلی آن نابودی فرهنگ و هویت ملی جوامع به ویژه مقابله با ایمان انسان هایی است كه مصرند از هویت ملی و دینی خود شرافت مندانه دفاع اعضای ناتوی فرهنگی با بهره گیری از 57 سال تجربه كار مشترك در مقابله با رقیب ، تأسیسات پایه ای هماهنگی را در حوزه های مختلف به ویژه در حوزه رسانه ای شكل داده اند تا تحولات اقتصادی، سیا اجتماعی و فرهنگی ملت ها را در مسیر خواست و منافع خود هدایت كنند. امروز خبرگزاری های مسلط بین المللی همچون " بی ، بی ، سی " ، " سی ، ان ، ان " تأسیسات ماهواره ای كه ارسال امواج صدها شبكه ماهواره ای را بر عهده دارند صدها روزنامه و هزاران پایگاه خبری و تبلیغاتی از جمله این تأسیسات هستند كه همگی ارزش های مشترك غربی را منتشر و تلاش می كنند به طور منظم و هماهنگ ارزش های مقاوم در برابر خود را در هم بكوبند. در سال 1999 یكی از متخصصان جنگ جهانی دوم به نام خانم " فرانسیس استیونر ساندرز " كتابی با عنوان " جنگ سرد فرهنگی " منتشر كرد كه زلزله ای در محافل فرهنگی و روشنفكری غرب بر پا كرد . چاپ های بعدی این كتاب با عنوان " جنگ سرد فرهنگی ؛ سیا و جهان هنر و ادب " در 509 صفحه منتشر گردید. به اعتقاد بسیاری از صاحبنظران ، كتاب خانم ساندرز یكی از حیرت آورترین و افشاگرانه ترین كتاب هایی است كه تاكنون درباره سرویس اطلاعاتی ایالات متحده آمریكا منتشر شده است خانم ساندرز نشان می دهد كه " كورد مه یر " رئیس بخش عملیات بین المللی سیا و همكار وی " آرتور شلزینگر " طبق طرحی كه " ملوین لاسكی " ارائه داد ، حركتی را آغاز كردند كه به ایجاد شبكه فرهنگی غول آسایی در سراسر جهان انجامید . ساندرز این شبكه را " ناتوی فرهنگی " می نامد. بودجه این عملیات در سال 1950 یعنی در زمان دولت ترومن ، 34 میلیون دلار در سال بود. سیا در چارچوب عملیات جنگ سرد فرهنگی ، شبكه مطبوعاتی جهان شمولی ایجاد كرد كه از ایالات متحده تا لندن و اوگاندا و خاورمیانه و آمریكای لاتین گسترش داشت و در تمام این دوران ، مطبوعات روشنفكری متنفذی مانند پارتیزان ریویو ، كنیان ریوریو ، نیولیدر ، انكاونتر ، درمونات ، پرووه ، تمپوپرزننه ، كوادرانت و ... از سیا كمك های مالی مستقیم و غیرمستقیم دریافت می كردند. به تعبیر خانم ساندرز ، سازمان سیا در مقام " وزارت فرهنگ بلوك غرب " عمل می كرد . به عنوان مثال این سازمان به شدت از " جكسون پولاك " و " نقاشی آبستره " به شدت حمایت می كرد تا در عرصه هنر ، سبك رو به رواج " رئالیسم سوسیالیستی " را شكست دهد . در هالیوود ، مأموران سیا كارگردانان را ترغیب می كردند كه در فیلم های خود سیاهپوستان را هر چه بیشتر نمایش دهند ، آنان را آراسته و خوش لباس به تصویر كشند و از این طریق ایالات متحده را جامعه آزاد و دمكرات بنمایانند . فیلم مزرعه حیوانات " جرج اورول " با سرمایه سیا تهیه شد و فیلم 1984 اورول نیز با بودجه سیا ساخته شد. بسیاری از كتب كمپانی معروف " پراگر " با بودجه مستقیم سیا چاپ می شد و كتاب " طبقه جدید " میلوان جیلاس با پشتیبانی سیا ، در تیراژهای وسیع در سطح دنیا ترجمه و توزیع گردید . همچنین میلیون ها نسخه از كتاب های " ایروینگ كریستول " به صورت مجانی در سراسر جهان توزیع گردید . سیا در سال 1950 ، با اختصاص 10 میلیون دلار ، رادیوی اروپای آزاد را نیز تأسیس كرد . طبق تخمین خانم ساندرز ، سازمان سیا در دوران جنگ سرد فقط یك هزار عنوان كتاب را تحت عنوان نام بنگاههای فرهنگی و انتشاراتی ، فقط در ایالات متحده منتشر كرده است.
ادامه مطلب



